ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )

2231

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )

محمد سعيد سعيد العلماء و ميرزا احمد طبيب برجا گذاشته ، كه ميرزا محمد سعيد از علما و فضلا بوده و در عتبات تحصيل كرده و مدتى در مشهد مقدس ساكن و آنجا تدريس و امامت داشته و در اواخر عمر بنائين برگشت ، و سه پسر باقى نهاد : اول - ميرزا محمد عرب‌زاده كه يكى از فرزندانش ميرزا محمد سعيد از اهل منبر و در قريهء دولت‌آباد برخوار اصفهان ساكن و متأهل شده . دويم - ميرزا على محمد شمس العلماء . سيم - ميرزا محمد على . و از هريك از اين سه نفر نيز اولادى بهم رسيده . و ميرزا احمد طبيب طب را نزد اطباء درجهء اول اصفهان درس خوانده و بعد از آن بطهران رفت و آنجا اندوخته‌هاى خود را تكميل نمود و در صحّيهء قشون خاصهء ناصر الدين شاه فوج ناصرى درآمده و برياست بهدارى قشون ساخلوى طهران برقرار گرديده ، تا در أوان ( 1305 ) وفات كرد ، و از يگانه پسرش حاج ميرزا محمد احفادى چند برجا گذاشت كه اغلب در ادارات دولتى مىباشند ، چنان كه اين همه نيز در صفحهء مرقومه نوشته . و بالاخره ، پسر اول حاج ميرزا احمد : مرحوم ملا ميرزا محمد صاحب اين عنوان است كه در ( ج 1 : 197 ) وى را فرزند ابو الحسن نوشته ، و نيز در ( ج 4 : 130 ) گويد : وى را شيخ محمد بن ابو الحسن نيز نوشته‌اند ، انتهى . و ممكن است كه كنيهء پدرش ابو الحسن بوده باشد . و در ( ص 132 ) او را فرزند حاج ميرزا حسن بن مير اشرف نوشته . و به‌هرحال ، ملا ميرزا محمد از بزرگان علما و فقها و اهل فضل و ادب و جامع معقول و منقول بوده ، و بطورىكه در « تاريخ نائين 3 : 106 » نوشته در سنه 1258 با خواهرزادگان خود ميرزا عبد الخالق و خواهرش از قريهء محمديهء نائين باصفهان آمده و بواسطهء كمالات خود با مرحوم حاج ملا محمد جعفر آباده‌اى و آقا مير سيد محمد شهشهانى آميزش بهم رسانيد تا آنجا كه خواهرزادهء خود يعنى خواهر ميرزا عبد الخالق را بمير سيد محمد تزويج نمود ، انتهى . و در ( ج 4 ص 129 ) تأليفاتى براى ملا ميرزا محمد نوشته از اين قرار : اول كتاب « اصلاح ذات البين » در شقاق و خلع . دويم كتاب « الدرّة الحمراء » در زيارت عاشورا . سيم كتاب « الرسالة الكرية » كه آن رسالهء كوچكى است در شرح دو لغز يكى عربى و ديگرى فارسى در تعيين مقدار كرّ به وزن و مساحت . چهارم كتاب « الرسالة الهلالية » در اختلاف رؤيت هلال . پنجم كتاب « العرائس البكرية » در عوايد صهريه . ششم كتاب